
از وقتی که خانواده نکبتش کشیدن بیرون و با من کاری ندارن و ریخت نحسشونو نمیبینم، بیشتر جنگ و دعوامون سر سیگار'>سیگاره. ما جدا از هم زندگی میکنیم من تقریبا یک ساله که سیگار میکشم. چند ماه اخیر روزی یک پاکت، گاهی بیشتر. روزایی که میام پیشش و دلم سیگار میخواد باید گم شم بیرون، ماشینو روشن کنم از این تبعیدگاه بزنم بیرون که یه نخ سیگار بکشم چون توو این خونه بزرگ حق ندارم سیگار بکشم.دعواها سر همین موضوعه که توو خونه حق نداری سیگار بکشی. وگرنه بخاطر سلامتی و از رو دلسوزی نیست. فقط توو خونه سیگار نکشم. الان نزدیک ۵ صبح من چطور بزنم بیرون اخه؟ همسایههای لاشی هزارجور حرف و حدیث در میارن. از این مهمتر، حال ندارمممممممم.خستهم کرده. هربار میام اینجا به گه خوردن میندازه منو که چرا اومدم پیشش. الانم همینطور...
ادامه مطلب