
بازگشت دوباره این گزارش با هدف ارائه اطلاعات کامل درباره «بازگشت دوباره» تهیه شده است و مهمترین نکات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. من برگشتم.زندگی منهای نوشتن برای شخصیت تنهایی مثل من، عذابه. کل نوشتههای ۵ سال اخیر رو بخاطر کسی که روزی دوستم بود و حالا نیست پاک کردم. ناراحت نیستم. از دست هیچکس گلهای ندارم. ولی دارم زجر میکشم. ...
ادامه مطلب
ممنون استاد در این مقاله تلاش کردهایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «ممنون استاد» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. گفت: «به خودت افتخار کن. ازت خواهش میکنم؛ به خودتون افتخار کنید». زدم زیر خنده. «به چیم افتخار کنم؟! شما نسبت بهم لطف دارید». نگام کرد، بهم زل زد، انگار بهش برخورده باشه: «میدونم که از سر تواضع اینطور می...
ادامه مطلب
ولادت بیسعادت در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «ولادت بیسعادت» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. باختم. از خودم. یک عمر مث سگ جون کندم که آخرش حال و روزم این باشه؟ ۲۹ مرداد یعنی همین چهارشنبه به ۳۸ سال تمام زندگی نکردن میرسم. این ۳۸ سال زندگی نکردن رو اول از همه مدیون خانوادهای هستم که تمام هم و غمش درس خون...
ادامه مطلب
تریدر شکست خورده اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «تریدر شکست خورده» هستید، در ادامه این مطلب تازهترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. ساعت ۶ صبح بیدار شدم و رفتم کلانتری، برای اینکه ازم شیتیل مطالبه نشه، هیچی نگفتم و چیزی نخواستم که بهانهای دستشون نداده باشم. ساعت ۷،۳۰ کلانتری بودم و ساعت ۱۲ ظهر کارم رو راه اندا...
ادامه مطلب
آرزوی مرگ این گزارش با هدف ارائه اطلاعات کامل درباره «آرزوی مرگ» تهیه شده است و مهمترین نکات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. بیماریم هر روز داره بدتر میشه. از خونه مادر خسته شدم و برگشتم خونه خودم. توو یک روز تا دیروقت بیرون بودم و همزمان با درد، کار ملت رو راه انداختم. ایمان دارم که دردی که میکشم بزرگترین و دردناکترین درد دنیاست. ...
ادامه مطلب
تنهایی در ادامه این مطلب، مهمترین اطلاعات منتشر شده درباره «تنهایی» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. به عنوان کسی که هیچ دوستی توو این دنیا(و اون دنیا) نداره، هرگز از این بابت احساس تنهایی نکردم. نه. دارم زر میزنم. حرفای مفتی که به این و اون میگم رو که نمیتونم تحویل خودمم بدم. احساس تنهایی من مثل اون آهنگ هایده خدا بیامرزه که می...
ادامه مطلب
شهوت، عشق، مرگ در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «شهوت، عشق، مرگ» را مرور میکنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. - دوباره از این داروها گرفتی؟- آره- چه مرگته تو؟- چیزیم نیست. خوشحال باش که جلوی فوران غریزه جنسیم رو گرفتم، که سر سوزنی حس و حال جوونی و شیطنت ندارم، با کسی بیرون نمیرم، لاس نمیزنم و به آغوش هیچ زنی پن...
ادامه مطلب
جنگجوی خستهجنگجویی خستهام، بعد از نبردی نابرابرشهوت، عشق، مرگ- دوباره از این داروها گرفتی؟- آره- چه مرگته تو؟- چیزیم نیست. خوشحال باش که جلوی فوران غریزه جنسیم رو گرفتم، که سر سوزنی حس و حال جوونی و شیطنت ندارم، با کسی بیرون نمیرم، لاس نمیزنم و به آغوش هیچ زنی پناه نمیبرم...گفتم شب بخیر و درب اتاق رو بستم. پتو و بالش رو بغل گرفتم و صدای زار زدن نه، صدای کشیدن بینی یک مرد ۳۹ ساله به آسمان رفت.این مرد ۳۹ ساله توی دستمال کاغذی فین کرد و خواست بخوابه. تمام سعیش رو کرد اما نتونست. چشاشو بست و خودش...
ادامه مطلب
ساعت ۶ صبح بیدار شدم و رفتم کلانتری، برای اینکه ازم شیتیل مطالبه نشه، هیچی نگفتم و چیزی نخواستم که بهانهای دستشون نداده باشم. ساعت ۷،۳۰ کلانتری بودم و ساعت ۱۲ ظهر کارم رو راه انداختند آخرش بازم شیتیل خواستن. حیف اون همه وقت و زمانی که برای ندادن بهانه هدر دادم.موکل آدم قدرشناس و باشعوریه، ناهار و شامم رو به زور بهم داد و اومدم خونه. ساعت دو ظهر خوابیدم و فرداش یعنی امروز ساعت ۶ صبح بیدار شدم.کلا صدهزار تومن توو کارت دارم. دلیلش اینه که چند ماه اخیر رو صرف آموزشای ناقص برای ترید کردم و ترید کردم. دلیل اینم اینه که با تمام عشقی که به وکالت دارم، خسته شدم. دنبال شغلیام که کلا خونه باشم و نیازی نباشه از خونه برم بیرون و با هزار جور آدم مختلف سر و کله بزنم.خلاصهش اینکه توو چند ماه اخیر ۲۵۰ میل...
ادامه مطلب
امروز ۳ ساعت بازجویی شدم. هرگز فکرشم نمیکردم این بلا سرم بیاد، ولی اومد. دقیقا فقط همین یکیو کم داشتم که کلکسیون بدبختیهام تکمیل بشه. لعنت به هرچی تماس «هیدن نامبر»... کاش یه غلطی کرده بودم آخه. کاش واقعا همونجور بود که گزارش داده بودن. لعنت به هرچی آدم حرومزادهی حسود......مرسی از نقطه و سه نقطه...از بعد بازجویی سومین پاکت سیگارو دارم باز میکنم. آخه چرا من؟؟؟ بگیرید اعدامم کنید هم من راحت شم هم خیال خودتون. بخوانید...
ادامه مطلب
از وقتی که خانواده نکبتش کشیدن بیرون و با من کاری ندارن و ریخت نحسشونو نمیبینم، بیشتر جنگ و دعوامون سر سیگار'>سیگاره. ما جدا از هم زندگی میکنیم من تقریبا یک ساله که سیگار میکشم. چند ماه اخیر روزی یک پاکت، گاهی بیشتر. روزایی که میام پیشش و دلم سیگار میخواد باید گم شم بیرون، ماشینو روشن کنم از این تبعیدگاه بزنم بیرون که یه نخ سیگار بکشم چون توو این خونه بزرگ حق ندارم سیگار بکشم.دعواها سر همین موضوعه که توو خونه حق نداری سیگار بکشی. وگرنه بخاطر سلامتی و از رو دلسوزی نیست. فقط توو خونه سیگار نکشم. الان نزدیک ۵ صبح من چطور بزنم بیرون اخه؟ همسایههای لاشی هزارجور حرف و حدیث در میارن. از این مهمتر، حال ندارمممممممم.خستهم کرده. هربار میام اینجا به گه خوردن میندازه منو که چرا اومدم پیشش. الانم همینطور...
ادامه مطلب
سلاممن یک اوتیستیک بدبخت هستم که در انتظار مرگ دست و پا میزنم.یک ADHD بیچاره که به هرچی که میخواست نرسید.یه آدم غیرعادی که ۳۶ ساله داره زجر میکشه و دیگران رو زجر میده.یه وکیل پایه یک دادگستری کانون وکلای مرکز که بخاطر اینکه تا حد ممکن از آدمها دور باشه، خودشو چسبونده به شرکتا و کارای عجیب غریب.یه دانشجوی دکتری که ۲ ساله میخواد رفرنسهای پروپوزال رسالهشو ادیت کنه.اول اسمم «میم» و جنسیتم نر هست، و به هیچ چیز در دنیا علاقهای ندارم. به هیچ چیز در دنیا و آخرت اعتقادی ندارم.زمانی عاشق نوشتن بودم ولی حالا اونم به تخممه.از چیزی لذت نمیبرم. حتی از دختران و زنهای زیبا و خوشاندام و خوشبو... بخوانید...
ادامه مطلب
دیگه نمیرم اون شرکت. بیکاری بهتر از کار کردن مجانیه، به هیچکس نگفتم، جز حسن. حیف اون همه کار بی مزد و منت. ظهر از یه دارالترجمه زنگ زدن بهم، خانومه میگفت: «اونقدر که از شما و کارتون تعریف کردن دلم خواست صداتونم بشنوم...» بعدش کلی التماس و خواهش که بیا با ما کار کن، نمیرم. نه که کلاس بذارم، حوصله ندارم، من خودمو جر دادم برای وکالت، نه این کارا. کل روز خواب بودم، کل شب بیدار. روزهای گهیه، روزهای گهتری در راهه... بخوانید...
ادامه مطلب
امروز ساعت یک ظهر رسیدم شرکت، کسی ازم نمیپرسه کجا بودی یا چرا دیر کردی، ولی خودم گفتم: «کار داشتم، دادگاه مفتح بودم»، البته که دروغ گفتم، تا لنگ ظهر خواب بودم. دارم دروغ گفتن رو تمرین میکنم تا بلکه یاد بگیرم چطور تحت هر شرایطی حافظ منافع مطلق خودم باشم. فقط خودم. عصری بهش زنگ زدم، گفت توو راهه داره میاد تهران، گفتم: «اگه تو نمیومدی من میومدم اونجا، میخواستم با رییس شرکت صحبت کنم که زودتر بیام»... دروغ گفتم و اصلا چنین قصدی نداشتم. فعلا و خدا میدونه تا کی نمیرم خونهش. اگه دلتنگ شد، بیاد، دلتنگ نشد، نیاد. ساعت یازده و ربع شب رسیدم خونه، خواب بود، کلید چراغو که زدم بیدار شد و از اتاق بیرون اومد. خونه تمیز بود و شبیه خونه آدمیزاد شده بود. گفتم: «خیلی دلتنگت بودم، اونقدری که اگه نمیومدی، با این ...
ادامه مطلب
درو که باز کردم دیدم یه خانوم تپل داره از دسشویی میاد بیرون. قرار بود من برم، ولی اون اومد، یه نیمچه سورپرایزی شدم. پنجرهها رو باز گذاشته بود، گفتم «چرا نگفتی قاطی اون کارتونا کشک بادمجون موندهس؟» گفت «تازه آشغال مرغ هم توشون بود». پس گویا یک هفته کنار کثافت مرغ و کشکبادمجون لجنشده زندگی کردم.میپرسه «توروخدا راستشو بگو، من واست جذابیت جنسی ندارم؟», میگم: «هیچکس برای من جذابیت جنسی نداره». میترسه با پلنگای شرکت بریزم رو هم. آخرین کسی که بهش حس پیدا کردم شخص شخیص خودش بود. اگه آخرین نفر اون نبود الان توی زندگیم اون نبود. زندگی وقتی زندگیه که آخرین نفری که بهش حس داشتی کنارت باشه. اگه اونی که کنارته آخرین نفر نبوده باشه، مصیبته. یا اگه آخرین نفر کنار یکی دیگه باشه، اینم عزاست. زندگی ما فاکتورها...
ادامه مطلب
یک هفتهس کشک بادمجون رو اوپن کنار وسایلیه که قراره آخر این هفته یا هفته بعد ببرم براش، بوی گندش خونه رو برداشته، روز آخر که میرفت گفت کارتونای این قسمت اوپن رو زودتر ببر بریز توو زبالهها ولی اهمیت ندادم، چطور اهمیت بدم؟ امشب دلیلش رو فهمیدم. بوی گند...کلی کارتن پر ریخته وسط خونه، انگار هر لحظه قراره اثاث کشی کنم. به عبارتی ریده توو کل خونه، اندازه یک هفته غذا درست کرد اما اندازه یک سال ظرف کثیف برای من به یادگار گذاشت.امروز هفت و نیم صبح از خونه زدم بیرون، برگشتنی نه و نیم شب رسیدم خونه. مسیر و شلوغی مترو و بی ار تی آزارم میده. یکی رو تازه آوردن، چقدررررر حرف میزنه، از من بزرگتره، اما حررررراف... گاهی فک میکنم چیزی زده ولی از چیز زدن تنها علائمش پرحرفیه. خودم کمحرف و عاشق آدمای کمحرفم بودم و...
ادامه مطلب
زمان، زمان مناسبی برای فکر کردن به خودکشی نیست. این همه کار و گرفتاری داری، اطرافیانت هم همچین بیکار نیستن که تو بمیری و برات عزا بگیرن و بهت فکر کنن و قدرنو بدونن. تنها پدیده در دنیا که نیازی به زمان مناسب نداره خودکشیه، زمان خوب برای راحت شدن از این دنیا چه زمانیه؟ جواب از این دو صورت خارج نیست: یک- هیچوقت زمان مناسبی برای این کار نیست. دو- هر زمان که قصد انجام چنین کاری رو داشتی، مناسبترین زمانه. مثلا صبر کنم که زنم به جایی که میخواد برسه بعد خودمو راحت کنم؟ یا خواهر برادرم بچهدار و مادرم نوهدار بشه بعد من برم؟ خودم چی؟ کم عاشق بچهی دختر بودم؟ حتی اسمشم انتخاب کرده بودم، هرچند مادرش از این اسم متنفره...شهرزادجان، عزیز پدر، نفس بابایی حلالم کن، زیباترین و شیرینزبونترین دختر دنیا پدرتو ببخش...
ادامه مطلب
آرزوی من، نه پولدار شدن و کار برای خودمه و نه به رفاه رسیدن مردم وطنم.آرزوی من فعلا اینه:خون بیگناه روی زمین نریزه، چه موافقین وضعیت موجود و چه مخالفین. بخوانید...
ادامه مطلب
چقدر این روزها سیاهه، بوی خون داره همه شهرو میگیره، هیچکس خوشحال نیست، هیچکسسس. این زندگی و فضا و عصبانیت مردم و مظلومیتشون واقعا نتیجه عوامل غرب و اسرائیل و رسانه های خارجی و فضای مجازی و .... هست؟ زر زیادیه این تز. ما نه ماهواره داریم نه پیگیر اخبار کانالا و پیجای به قول اینا معاند هستیم، همون اخبار صدا سیما رو هم که صد در صدش توهین به مخاطبه روهم نگاه نمیکنیم. زندگی سگی ما نتیجه عوامل آمریکا و اسرائیله؟ هه، کسی که عقیده ش اینه، یا کوره یا نادان یا بیشعور یا احمق یا دیوانه یا.... آخه الاغ تو چی میفهمی از شرایط اقتصادی و معیشتی وحشتناک که کمرمونو شکسته، چه میدونی تبعیض چیه، درک میکنی وقتی از بعد سربازی هر آزمون استخدامی رو که میدی قبول میشی اما بعدش یه حرومزاده مثل تو حق آدم رو میخوره چه در...
ادامه مطلب
امروز تولدمه، از این روز بدم میاد، خیلی. مثلا میخواست سورپرایزم کنه بدون اینکه بهم بگه مهمون دعوت کرده من میخواستم تنها باشم. اه، کی حوصله اینارو داره. بخوانید...
ادامه مطلب